نوشته‌ها

۸ شخصیت سمی که باید از زندگی خود حذف کنید

حضور شخصیت های سمی در اطراف شما انرژی تان را می گیرد. اینگونه افراد می توانند روی اراده ی پیشرفت شما تأثیر منفی داشته باشند؛ به همین دلیل کارآفرینان باید بی نهایت در اطرافیان خود دقت کنند. سردرگمی و اضطرابی که شخصیت های سمی با خود به زندگی دیگران می آورند موانعی هستند که می شود از آنها اجتناب کرد.

شما نیز احتمالاً چنین افرادی را می شناسید، ممکن است کارمند یا دوستتان باشند. هرچه زودتر آنها را از زندگی خود خارج کنید بهتر است. در ادامه شما را با ۸ نوع شخصیت سمی آشنا می کنیم که حضورشان در زندگی شما می تواند موفقیتتان را تحت تأثیر قرار دهد.

با دیجیاتو همراه باشید.

۱- شخصیت قضاوتگر

انسان های قضاوتگر از هر چیز و هر کسی که سر راهشان قرار می گیرد به نحوی ایراد می گیرند. شما ممکن است وقت بگذارید و چیزی را با جزئیات کامل و دقیق برای آنها توضیح دهید، اما توضیحات شما از یک گوش آنها وارد و از گوش دیگر خارج می شود. این گونه افراد پیش از آنکه توضیحات شما را بشنوند نتیجه گیری یا بهتر بگوییم پیش داوری خود را کرده اند. شخصیت های قضاوتگر شنونده های خوبی نیستند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران عملکرد به شدت نامناسبی دارند. از یک فرد قضاوتگر توصیه یا بازخور خواستن، یک اتلاف وقت به تمام معناست.

۲- شخصیت حسود

Angry-Employee

زندگی کارآفرینی می تواند بالا و پایین های بسیاری داشته باشد. داشتن کسانی که بتوانند هنگام دشواری ها شما را حمایت کنند از اهمیت زیادی برخوردار است. اما داشتن کسانی که هنگام پیروزی ها و موفقیت ها به شما تبریک بگوید و تشویقتان کند نیز به همان اندازه مهم است. شخصیت های حسود هیچوقت از موفقیت شما خوشحال نمی شوند. آنها حس می کنند تمام موفقیت ها باید فقط به خودشان برسد.

۳- شخصیت کنترل گر

شخصیت های کنترل گر هیچ وقت دوست ندارند به حرف کسی گوش دهند، مجبور هم نیستند، چون به خیال خود همه چیز را بلد هستند و می دانند بهترین راه انجام هر کاری کدام است. چنین افرادی در زندگی شخصی مایه ی دردسر هستند، اما کار کردن با آنها در محیط کار یک کابوس تمام عیار است. یک کسب و کار موفق به اعضایی نیاز دارد که به دستورالعمل ها گوش دهند و به آنها عمل کنند. اگر شما هم در تیم خود از این دست افراد خودمحور و سلطه جو دارید ممکن است با مشکل «چند آشپز و آش شور» مواجه شوید.

۴- شخصیت متکبر

اعتماد به نفس را با غرور و تکبر اشتباه نگیرید؛ انسان های با اعتماد به نفس الهام بخش دیگران می شوند، در حالی که افراد متکبر و مغرور دیگران را آزار می دهند. کسانی که روحیه ی خود بزرگ بینی دارند احساس می کنند از اطرافیان خود بهتر و برتر هستند. این موضوع در بافتار زندگی شخصی می تواند آزار دهنده باشد، در حالی که در موقعیت حرفه ای می تواند فضای معذب کننده ای به وجود بیاورد.

۵- شخصیت قربانی

shutterstock_118545829

شخصیت هایی که مدام خود را قربانی شرایط جلوه می دهند، همیشه اشتباهات خود را توجیه می کنند و انگشت اتهام را به سمت دیگران نشانه می گیرند. این شخصیت ها نمونه ای از سمی ترین افرادی محسوب می شوند که می توانید در کنار خود داشته باشید. آنها هیچ گاه مسئولیت اشتباهات خود را به عهده نمی گیرند و همیشه دیگران را مقصر می دانند. این عادت در محیط کار باعث می شود دیگران نیز برای تبرئه ی خود از اتهام وارده، شروع به متهم کردن دیگران کنند و این روند همینطور ادامه پیدا می کند و به این ترتیب خیلی سریع جو عمومی محیط مسموم می شود. آنها را از کسب و کار خود خارج کنید تا از چنین دردسر بزرگی در امان بمانید.

۶- شخصیت منفی باف

کسانی که همیشه به جنبه ی منفی ماجرا نگاه می کنند و افکار منفی نگرانه دارند، بلافاصله انرژی مثبت و سازنده را از شما می گیرند. آنها تنها با خراب کردن روحیه ی تک تک اطرافیان خود احساس رضایت پیدا می کنند. شما هیچ وقت از دهان چنین فردی حمایت یا تشویق نخواهید شنید. شخصیت های منفی نگر ارزش تمام ایده های شما را زیر سؤال می برند و به جای حمایت و تمرکز روی فرصت ها و پتانسیل موفقیت، تمام مسیر های احتمالی شکست را به رختان می کشند. آنها هر جا که باشند، انرژی خوب محیط را از بین می برند.

۷- شخصیت دروغگو

هر کسی برای رسیدن به موفقیت باید اطراف خود را با انسان های موفقی پر کند که به آنها اعتماد داشته باشد و بتواند روی آنها حساب کند. شما نمی توانید به افراد دروغگو اعتماد کنید و حساب کردن روی آنها نیز امکانپذیر به نظر نمی رسد، چون هیچ وقت نمی توان گفت راست می گویند یا دروغ. این عدم اطمینان، به سرعت شما را فرسوده می کند. دروغگو ها را از زندگی خود حذف کنید تا مجبور نباشید مدام به این فکر کنید که به شما راست می گویند یا دروغ.

۸- شخصیت سخن چین

Re: Emailing: Dreamstime gossip.jpg On 2013-09-30, at 12:07 PM, Rubin, Josh wrote: <> Dreamstime photo for ellie column on gossip.

افراد به این دلیل پشت سر دیگران شایعه پراکنی می کنند که خودشان احساس ضعف دارند. آنها نمی دانند وقتی حقایق کمی پیچیده می شوند چطور باید حقیقت را از حدسیات جدا کرد. به این ترتیب اطلاعات غلط در اختیار دیگران قرار می دهند و با این کار احساسات خیلی ها را جریحه دار می کنند و باعث بروز دشمنی می شوند. حضور این دسته از افراد در کسب و کار شما می تواند بسیار مخرب باشد. تعداد آنها مثل سرطان به سرعت در فضای شرکت رشد می کند و محیطی منفی به وجود می آورد.

اگر هر کدام از این موارد به نظرتان آشنا می آید احتمالاً در اطرافیانتان شخصیتی سمی وجود دارد. شما باید به فکر حذف آنها از معادله ی زندگی خود باشید. این کار به شما اجازه می دهد ۱۰۰ درصد تمرکز خود را روی رسیدن به اهدافتان نگه دارید؛ بدون آنکه لازم باشد حواستان به چیز دیگری منحرف شود.

۳ عادت روزانه برای دستیابی به شادی و رضایت بیشتر بیشتر بخوانید

موفق ترین انسان های دنیا عادت ها و روتین هایی در سطح جهانی دارند. اگر از ۱۰ نفر از موفق ترین آدمهای روی زمین بپرسید بزرگ ترین علت موفقیتشان چه بوده است، اغلب آنها به شما خواهند گفت همان کارهایی که هر روز و در درازمدت به صورت مداوم انجام می دهند. این عادت ها و روتین های روزانه، بزرگترین بازگشت را از لحاظ زمان و انرژی برایشان خواهد داشت که این به آنها اجازه می دهد دست به کارهای بزرگی بزنند.

۳ عادت بسیار خوبی که انجامشان به صورت روزانه به شما کمک زیادی خواهد کرد را در ادامه می توانید بخوانید.

با دیجیاتو همراه باشید.

۱- مقداری از وقت روزانه ی خود را فقط به تفکر اختصاص دهید

خیلی ها به چیزی بیشتر از واکنش نشان دادن به شرایط و نیاز های زندگی روزانه ی خود فکر نمی کنند. اما اگر تنها پنج تا پانزده دقیقه از روز پر جنب و جوش خود را به فکر کردن در مورد موقعیت خود در زندگی، آینده و مسیر پیش رویتان اختصاص دهید اتفاقات خارق العاده ای می تواند در زندگیتان رخ دهد.

این سه سؤال، می توانند به شما در طرح ریزی یک ایده ی کسب و کاری تازه، حل یک مشکل جاری، و یا تنها قدردانی از تمام چیزهایی که در زندگی خود دارید کمک خواهند کرد. اختصاص مقداری از وقت روزانه ی خود تنها به فکر کردن می تواند نتایج خارق العاده ای برای شما به ارمغان بیاورد؛ چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه ای.

۲- سلامتی و ورزش را در عادات روزانه ی خود بگنجانید

یکی از بزرگترین عوامل مؤثر در عملکرد ضعیف کارکنان، عدم موفقیت در ترغیب کارکنان به جدی گرفتن سلامتی و ورزش، هم در جهت منافع خودشان و هم در جهت منافع سازمان متبوعشان است. شما وقتی به طور مداوم برای قرار گرفتن در سالم ترین حالت فیزیکی و ذهنی خود تلاش کنید، سازمانی که در آن کار می کنید نیز سالم تر خواهد بود. اگر واقعاً برای پدید آوردن عادت به ورزش جدیت به خرج دهید، احساس و عملکرد بهتری خواهید داشت و باعث بالا رفتن اعتماد به نفس خود خواهید شد.

۳- به صورت مداوم زمانی را به رشد شخصی خود اختصاص دهید

کسانی که با فوتبال سر و کار دارند به خوبی می دانند که هر یک از تمرینات فوتبالیست ها، به پرورش و تقویت حداقل یکی از خصوصیات بازی اختصاص دارد. یک روز ممکن است تأکید زیادی روی بازی تیم های خاص صورت بگیرد، و روز دیگر این تأکید می تواند روی دفاع باشد. اگر روزانه حتی شده چند دقیقه، زمانی را به رشد شخصی خود اختصاص دهید، تفاوتِ به شدت مثبتی در کار خود احساس خواهید کرد. به یاد داشته باشید موفق ترین انسان های روی زمین، عادات قدرتمندی برای رشد و رسیدن به مرحله ی تسلط کامل بر آنچه انجام می دهند دارند.

شما نیز فارغ از سن و سال، تا وقتی هنوز نفس می کشید می توانید به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید. اجازه ندهید حتی یک روز از زندگی تان بدون اختصاص زمانی به بهتر شدن بگذرد.

خلق عاداتی مثبت و پابرجا در سه حوزه ی بالا می تواند به زندگی و کسب و کار شما لذت، رضایت و موفقیت های بیشتری ببخشد.

همسرکشی در دعوا بر سر مسافرت

مردی یک سال قبل با مأموران پلیس تماس گرفت و مدعی شد همسرش را با ضربات چاقو کشته ‌‌است. وقتی پلیس به محل رسید جسد زن جوان را در خانه‌اش پیدا کرد، درحالی‌که شوهرش به نام فرهاد هم در خانه بود.

 

این مرد یک‌بار دیگر به قتل اعتراف کرد و گفت: «نسیم زن من بود. ما یک بچه‌ داشتیم، اما به دلیل ناسازگاری زنم مجبور شدم، او را طلاق بدهم و بچه را هم خودم نگهداری می‌کردم. مدتی منتظر شدم نسیم برگردد، اما او خیلی لجباز بود و خانواده‌اش هم خیلی دخالت می‌کردند و همین هم باعث شد او برنگردد. من هم با زنی دیگر ازدواج کردم. زن دومم خوب بود و مشکلی با هم نداشتیم؛ اما آن‌قدری که نسیم را دوست داشتم، او را دوست نداشتم. سه سال بعد از این جدایی بود که نسیم به من گفت می‌خواهد دوباره برگردد.

 

توافق کردیم دوباره با هم ازدواج کنیم اما نسیم گفت فقط درصورتی برمی‌گردد که من زن دومم را طلاق بدهم، من هم این کار را کردم. دوباره با هم آشتی و این‌بار به صورت صیغه‌ای با هم ازدواج کردیم. باز هم خانواده زنم مخالف بودند؛ اما من آن‌قدر نسیم را دوست داشتم که همه خواسته‌هایش را برآورده کردم و او برگشت. چهار ماه بود با هم زندگی می‌کردیم که نسیم دوباره ناسازگاری‌هایش را شروع کرد. فهمیده ‌بودم او به من خیانت می‌کند؛ اما هیچ سندی در دستم نبود.

 

چند روز قبل از اینکه نسیم را بکشم به او گفتم چند روزی تعطیلات است، بیا با هم به سفر برویم و دخترمان را هم ببریم، این‌ خیلی برای روحیه او بهتر است. نسیم مخالفت کرد. با خودم گفتم هرطور شده او را راضی می‌کنم؛ اما هربار سر این موضوع با هم صحبت می‌کردیم، جروبحث می‌شد تا اینکه شب حادثه گفت من برای تعطیلات برنامه‌هایی دارم و می‌خواهم با مرد مورد علاقه‌ام سفر بروم. این حرفش خیلی مرا ناراحت کرد؛ اما او گفت به تو ربطی ندارد که من چه می‌کنم و با چه کسی هستم و هرکاری بخواهم می‌کنم و یک‌بار دیگر از تو جدا می‌شوم.
متهم گفت: وقتی زنم این حرف‌ها را زد، من تا صبح نتوانستم بخوابم. صبح دخترم را به مدرسه بردم و به خانه برگشتم، نسیم بیدار شده‌ بود. بدون اینکه حرفی بزنم چاقو را برداشتم و چند ضربه به او زدم. من نمی‌توانستم رفتارهای او را تحمل کنم و حالا هم پشیمان نیستم.  این ادعاها توسط مادر مقتول رد شد. او که از دامادش شکایت کرده و خواستار قصاص این مرد شده‌ بود، گفت: هشت سال قبل وقتی دخترم با فرهاد ازدواج کرد، در ظاهر این مرد نسیم را خیلی دوست داشت؛ اما دو ماه بعد از ازدواج‌شان فرهاد روی واقعی خودش را نشان داد. او کتک‌هایش را شروع کرد، مرتب نسیم را می‌زد و می‌گفت باید آ‌ن‌طور که من می‌خواهم رفتار کنی.

 

دخترم می‌خواست طلاق بگیرد؛ اما متوجه شد باردار است و همین هم باعث شد پشیمان شود. بچه به دنیا آمد. نسیم او را خیلی دوست داشت و فکر می‌کرد چون هر دو به بچه علاقه دارند، همین می‌تواند باعث دوام زندگی‌شان شود؛ اما این‌طور نشد. آنها نتوانستند با هم کنار بیایند و فرهاد به دخترم بدبین هم شده‌ بود. او فکر می‌کرد نسیم با مردان دیگری رابطه دارد. سوءظن شدیدی داشت. بچه چهار ساله بود که آنها از هم جدا شدند؛ البته من خیلی دخترم را حمایت کردم تا بتواند از شوهرش جدا شود. به او گفتم جدایی از فرزند خیلی سخت است؛ اما اگر می‌توانی تحمل کنی، من حرفی ندارم.

 

بعد از طلاق فرهاد ازدواج کرد و من هم راحت بودم. فکر می‌کردم دست از سر دخترم برداشته است؛ اما مزاحمت‌هایش پایانی نداشت. هر روز و هرشب زنگ می‌زد، گریه و خواهش می‌کرد که نسیم برگردد می‌گفت بچه بدون تو نمی‌تواند زندگی کند و بعد هم می‌گفت خیلی دوستش دارد. به نسیم گفتم این کار را نکن. گفتم اگر برگردی فرهاد زندگی خوبی برایت درست نمی‌کند؛ اما نسیم تصمیمش را گرفته‌ بود. او می‌گفت نمی‌تواند دوری بچه‌اش را تحمل کند و ناراحت بود. می‌گفت فرهاد به او قول داده است دیگر کتکش نزند و کارهایی را که قبلا می‌کرد، انجام ندهد؛ اما من می‌دانستم باز هم این کار را می‌کند؛ هرچند من ناراحت بودم و رضایتی به این کار نداشتم، ولی به خواست نسیم، فرهاد همسرش را طلاق داد و با نسیم ازدواج کرد.

 

هنوز یک ماه از رفتن دخترم نگذشته ‌بود که متوجه شدم باز با هم درگیری دارند. گفتم نسیم اگر فکر می‌کنی نمی‌توانی تحمل کنی برگرد؛ اما جواب داد به خاطر بچه‌ام نمی‌توانم. دخترش می‌خواست به مدرسه برود و از اینکه مادرش پیشش بود، خیلی خوشحال بود. این زن در ادامه گفت: فرهاد کاری را که سال‌ها تصمیم داشت انجام دهد، بالاخره انجام داد و دخترم را کشت. نسیم دختر پاکی بود و این فرهاد بود که مرتب اذیتش می‌کرد. با شکایت اولیای‌ دم و تکمیل پرونده و صدور کیفرخواست، مقرر شد به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران رسیدگی شود. به‌این‌ترتیب فرهاد به‌ زودی پای میز محاکمه می‌رود.
اخبار حوادث  – شرق

ش

یک سوم متولدین سال ۲۰۱۵ در انگلیس، در آینده به زوال عقل دچار خواهند شد

کمپین خیریه تحقیقات آلزایمر انگلیس، تحقیقی را مورد حمایت مالی قرار داده است که نتایج آن حاکی از پتانسیل ابتلای یک نفر از هر سه نفر متولدین سال ۲۰۱۵ در انگلستان به بیماری‌های تحلیل برنده عملکرد مغزی است.

در این مطالعه که اجرای آن بر عهده دفتر اقتصاد سلامت بوده است، مشخص شد با روند پیر شدن جمعیت در انگلستان بحران شدیدی در سلامت ملی این کشور رخ خواهد داد. این موسسه با اعلام این مساله، بر تلاش جهانی جهت پیشبرد روش های نو در معالجه بیماری‌های تحلیل‌ برنده سیستم عصبی تاکید کرده است .

زوال عقل هم اکنون بر روی زندگی ۸۵۰٫۰۰۰ نفر در انگلستان تاثیر گذاشته است و بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت در سطح جهان ۳۵.۶ میلیون نفر را درگیر کرده است.

بالا رفتن سن، عامل تشدید بیماری‌های تحلیل‌برنده سیستم عصبی می‌باشد، درنتیجه با افزایش امید به زندگی در جوامع تعداد افراد مبتلا به زوال عقل در حال افزایش است.

کاهش توانمندی‌های مغزی توسط بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی به خصوص آلزایمر به واسطه از بین رفتن سلول‌های مغزی ایجاد می شود و بر روی زوایای مختلفی از زندگانی چون حافظه، رفتار و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره تاثیر می‌گذارد.

در حال حاضر درمان مشخصی برای آلزایمر یا دیگر اشکال زوال عقل وجود ندارد و از آن جا که بالا رفتن سن عامل تشدید این بیماری‌ها می باشد، با افزایش امید به زندگی در جوامع تعداد افراد مبتلا به زوال عقل در حال افزایش است.

متیو نورتون، سرپرست بخش سیاست‌گذاری‌های مرکز تحقیقات آلزایمر انگلستان می‌گوید:

این خبر خوبی است که امید به زندگی در حال افزایش است… اما باید اطمینان یافت که افراد، این سالیان بیشتر را در سلامت سپری کنند.

مارک دالاس دانشمند علوم اعصاب از دانشگاه بریتانیایی ریدینگ که در آلزایمر تخصص دارد، می‌گوید:

این تحقیق همان اندازه که مشکلات بالقوه را برجسته می‌نماید، به شکاف بین تلاش‌های تحقیقاتی و بودجه‌ها نیز اشاره می کند.تعداد بسیار زیاد افراد متولد امسال که در آینده دچار مشکلات زوال عقل خواهند شد این ضایعه را هم‌پای دیگر بیماری‌های مختل‌کننده زندگی می‌کند. اما به‌ازای هر محققی که بر روی زوال عقل کار می‌کند، پنج محقق بر روی بیماری سرطان وجود دارد. ما باید بر روی تحقیقات نوآورانه سرمایه‌گذاری کنیم تا تعادل در زمینه این تحقیقات در مقایسه با سایر امراض برقرار شود.

۵ راه برای شاد شدن در کمترین زمان

شادی می‌تواند به معنی داشتن یک زندگی معنی‌دار، هدفمند و کامیاب باشد. اگر این گونه احساس شادی کردن نیازمند سال‌ها زمان برای عمیقا دگرگون ساختن زندگی است، اما راهبرد‌های آزمایش‌شده بسیاری وجود دارد که می‌تواند در کوتاه‌مدت ریشه‌ی شادی را در وجود شما تقویت کند.

چنین فعالیت‌هایی اگرچه می‌توانند یک شادی متوسط را برای ما به ارمغان بیاورند، اما اگر در طول زمان و بطور مداوم آن را به صورت یک عادت در زندگی به کار ببندید، آنها تبدیل به عادت‌های شادی می‌شوند و انرژی شما را برای زندگی کردن با آرزوها و احساسات‌تان، بیشتر می‌کنند. در زیر ۵ مورد از این راهبردها را معرفی خواهیم کرد که شما می توانید همین الان آنها را به کار ببندید:

۱. ورزش‌های ایروبیک انجام دهید

ورزش‌های ایروبیک یا تمرینات بدنی می‌تواند خلق بشاش و مثبت را در فرد تقویت کند. در تحقیقی که با همکاری محققان دانشگاه مینه سوتا و دانشگاه ایالتی شیکاگو انجام گرفت، نتیجه‌ی ۱۵۸ مطالعه‌ی مختلفی که از سال ۱۹۷۹ تا سال ۲۰۰۵ انجام گرفته بود را مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که اثر ورزش ایروبیک به طور مداوم مثبت بود، این ورزش‌ها زمانی که خلق فرد پایین‌تر از معمول بودند بیشتر تاثیرگذار بود. علاوه بر این بررسی‌هایی که دانشگاهی در سوئد بر روی ۱۵ تحقیق مختلف انجام داده بود نشان داد که ورزش‌های ایروبیک در درمان افسردگی خفیف و متوسط موثر هستند. ذهن و جسم، دو بخش جدایی‌ناپذیر از یکدیگر هستند، بنابراین انجام برخی حرکات ایروبیک (مانند انجام حرکات پروانه‌ای در حین بالا و پایین پریدن) می‌تواند خلق فرد را بسیار سرحال کند.

۲. با یک دوست یا اعضای خانواده صحبت کنید

ارتباطات اجتماعی مثبت گرا، سنگ‌بنای شادی و سلامتی هستند. صحبت کردن با یک دوست صمیمی و واقعی، علاوه بر اینکه می‌تواند انرژی شما را افزایش داده و بذر انگیزش را در وجود شما کشت کند، می‌تواند اثرات مثبت پایداری بر روی خلق شما بگذارد. در واقع، تعلق داشتن به یک گروه اجتماعی یا داشتن حداقل یک ارتباط شخصی با فردی دیگر، می‌تواند انگیزه‌ای پایدار و قابل‌توجه را درون شما ایجاد کند. اگر پیرامون شما افرادی هستند که آنها را دوست دارید و قدردان‌شان هستید، با آنها قدم بزنید و صحبت کنید.

۳. سه چیز را که سپاس‌گزار و مدیون آنها هستید، بنویسد

خیلی از افراد یک دفترچه یادداشتی دارند که در آنها چیزهایی را می‌نویسند که از آنها سپاس‌گزار هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که نوشتن سه مورد چیزهای خوب، هم اثرات ماندگار و هم اثرات فوری برروی شادی دارد. در یک مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۲ با همت دو روانشناس مثبت‌گرا Stephen Schueller و Acacia Parks در یک محیط آنلاین انجام شد نشان داد مزایایی که با انجام دادن چیزی نصیب فرد می‌شود، تا ۶ ماه در فرد باقی می‌ماند. بنابراین دست‌یابی به منافعی ۶ ماهه که تنها با ۵ دقیقه نوشتن نصیب فرد می‌شود، می‌تواند معامله خوبی باشد.

۴. بهترین نتیجه‌ی ممکن برای آینده‌ای نزدیک را تصور کنید

تحقیقات بطور کاملا موافق نشان داده‌اند که تصور “بهترین شکل ممکن برای خود” علاوه بر اینکه خوش‌بینی فرد را به صورت قابل‌توجهی افزایش می‌دهد، می‌تواند به رها ساختن طیف وسیعی از احساسات مثبت نیز کمک کند. در راستای چنین باور عمومی مثبت فکر کردن درباره‌ی آینده می‌تواند یک پیش‌بینی آینده‌نگر خودکامبخش باشد. چند دقیقه‌ای را به خیال پردازی اختصاص دهید، سپس بهترین سناریویی ممکن را برای ماه‌ها و سال‌های آینده تصور کنید. شما ممکن است از نتیجه‌ی نهایی شگفت‌زده شوید.

۵. قصد و نیت روزانه‌تان را معین کنید

یکی از معتبرترین مدل‌های سلامت روانشناختی حدود بیست سال قبل توسط کرول ریف (Carol Ryff) از دانشگاه ویسکانسین منتشر شد.در این مدل که از ۶ عنصر مختلف تشکیل شده است، شادی یکی از برجسته‌ترین آنها قلم‌داد شده است. معین کردن یک قصد و نیت روزانه‌، شما را در مسیری که دلخواه‌تان است هدایت می‌کند و به این صورت می‌توانید آگاهانه تصمیم بگیرید. ممکن است شما همیشه نتوانید در راهی که می‌خواهید باشید، اما آگاه بودن از آن چیزی که قصد انجام آن را خواهید داشت، هدف را برای شما مهیا می‌کند و این فرصت را به شما می‌دهد تا استوارانه در راهی که می‌خواهید با دنیا در ارتباط باشید، بمانید.

هفتهٔ مد تهران به پایان رسید

Sony Mobile جلوه‌هایی از تلفیق مد، زیبایی، ماندگاری و فناوری را در هفتهٔ مد تهران به نمایش گذاشت.
خرداد، تهران-ایران، دومین هفتهٔ مد تهران از تاریخ  ۲۳ تا ۲۵ خرداد با حضور برندهای برتر صنعت مد، طراحان،  دست‌اندرکاران و علاقه‌مندان به این صنعت، هنرمندان، افراد مشهور و اصحاب رسانه در مرکز تجاری سام در کوهپایه‌های البرز در شمال پایتخت برگزار شد. حضور پررنگ Sony Mobile در این رویداد به‌عنوان حامی رسمی، حال‌وهوایی متفاوت ایجاد کرد و مورد استقبال بازدیدکنندگان و دوستداران صنعت مد قرار گرفت. علاوه براین Sony Mobile با برگزاری مسابقه‌ای از طریق برنامهٔ Xperia Lounge این فرصت را به دوستداران فناوری و کاربران Xperia در ایران داد تا بتوانند با شرکت در این مسابقه شانس برنده شدن بلیت‌های VIP برای حضور در این رویداد را به دست آورند.فناوری و مد دو بخش جدایی‌ناپذیر در زندگی امروز هستند و Sony Mobile در پیوند دادن این دو دنیای همگرا از طریق تولید محصولاتی که هم در کارایی فنی و ماندگاری پیشتاز بوده و هم زیبایی و برازندگی را به کاربران هدیه می‌دهند، پیشتاز است. این شرکت از نخستین شرکت‌های فناوری بود که برای سرعت بخشیدن به استفاده از دستاوردهای صنعت مد در محصولاتش به همکاری با پیشتازان این صنعت پرداخت. طیف گسترده‌ای از محصولات Sony Mobile از جمله تلفن‌های هوشمند سری Xperia Z و فناوری‌های پوشیدنی با همکاری نزدیک و مشترک با مراکز آموزشی و طراحان طراز اول دنیای مد طراحی شده‌اند که از آن جمله می‌توان به همکاری با کالج مد لندن برای طراحی ساعت‌های هوشمند و همکاری با Roxy برند محبوب مد و سبک زندگی بانوان برای طراحی مچ‌بندهای هوشمند SmartBand اشاره کرد.

Sony Mobile به خوبی توانسته است به کاربران اثبات کند که دیگر لازم نیست برای داشتن محصولاتی زیبا و مد روز، از بهره‌مندی از پیشرفته‌ترین فناوری‌های روز و داشتن محصولاتی بادوام چشم‌پوشی کنند چرا که تلفن‌های هوشمند، تبلت‌ها و لوازم جانبی Sony Mobile نقطهٔ تلاقی دو دنیای مد و فناوری هستند.

برگزاری هفتهٔ مد تهران فرصت مناسبی برای Sony Mobile بود تا تازه‌ترین و پیشرفته‌ترین محصولاتش را که کارایی، فناوری، ماندگاری و زیبایی را در هم تلفیق کرده‌اند، در این رویداد منحصر‌به‌فرد در غرفهٔ اختصاصی‌اش و نیز در خلال نمایش‌های مد برگزارشده، برای کاربران، هنرمندان، علاقه‌مندان و دست‌اندرکاران صنعت مد ایران به نمایش بگذارد.

ده شخص معروف و موفقی که از شکست‌ها گذشتند و به موفقیت رسیدند.

قصه‌ی آدم‌هایی که یک‌شبه به موفقیت می‌رسند، قصه‌‌های جذابی هستند که ما همیشه دوست داریم بشنویم و از آنها انگیزه بگیریم. اما موفقیت چیزی نیست که همیشه بشود در یک چشم‌برهم‌زدن به آن رسید. بعضی‌ها هرگز به موفقیت نمی‌رسند در حالی‌که بعضی‌ها، مانند سیزیف (او قهرمانی در اساطیر یونان است که می‌بایست سنگ بزرگی را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قله‌ای می‌غلتاند و همیشه لحظه‌ای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، سنگ از دستش خارج می‌شد و او باید کارش را از ابتدا شروع می‌کرد)، باید از کوهی بالا بروند و در مقابل شکست‌ها هم تسلیم نشوند.

بعضی مشاورین و مربیان خودشناسی، اغلب موفقیت را به یک کار توصیف می‌کنند، که درست مانند هر کاری، گاهی با اشکالات، شکست‌ها، اشتباهات و موارد این‌چنینی روبرو می‌شود. امروز ما با ۱۰ شخص معروف (و شاید بتوان گفت فوق‌العاده معروف) روبرو می‌شویم، که بارها به آنها گفته بودند هرگز به مقصدشان نخواهند رسید. اشخاصی که قبل از رسیدن به مقصدشان در زندگی، شکست‌های بسیاری را تجربه کرده بودند. اما این اشخاص شخصیتی جهانی یافتند و امروز که به گذشته‌اشان نگاه می‌کنیم، درس صبر، پشتکار و شجاعت دنبال کردنِ رویاها را به ما می‌دهند.

پس بیایید به داستان آنها گوش کنیم:

۱. جی. کی. رولینگ، نویسنده مجموعه رمان های هری پاتر

01_J K Rowling

نویسنده‌ای که به معرفی نیاز ندارد و امروزه از ملکه‌ی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولینگ در حالی اولین رمان هری پاتر را با ماشین تحریر می‌نوشت که به تازگی طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت، و مجبور بود فرزندش را به تنهایی بزرگ کند؛ اما او در دل، رویای ستاره‌شدن داشت. دوازده ویراستار داستانِ او را رد کردند، تا اینکه یک ویراستار مهربان دست‌نوشته‌ی او را قبول کرد و البته به او توصیه کرد به دنبال کار دیگری باشد؛ چرا که کتاب‌های کودکان، چندان فروش خوبی ندارند. در مقایسه با رولینگ، رمان «کری» استفان کینگ، تقریباً سی بار رد شد. از زندگی جی. کی . رولینگ چه درسی می‌گیریم؟ برای رسیدن به رویاهایت بجنگ. یک زمانی، بالاخره به حقیقت می‌پیوندند.

۲. والت دیزنی، بنیانگذار دیزنی

02_Walt Disney

او در میان شکست‌خورده‌ها یک افسانه است. آن‌طور که شایعات می‌گویند، قبل از آنکه بتواند کسی را برای سرمایه‌گذاری روی پروژه‌ی «دنیای دیزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پیشنهادش رد شده بود. شاید باور نکنید که والت از کار قبلی‌اش، به علّتِ فقدان تخیل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای همیشه، یکی از بزرگترین هنرمندان جهان است و میراث گرانبهایش، نسل به نسل به آیندگان منتقل می‌شود. دیزنی یک رویا در سر داشت؛ رویایی که اکنون همه‌ی ما از آن لذت می‌بریم. همانطور که او، برای ما آرزو کرده بود.

۳. آلبرت انیشتن، فیزیکدان و برنده جایزه نوبل

03_Albert Enistien

تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمی‌کرد و از آنجایی که تا هفت سالگی حتی یک کلمه هم نمی‌خواند، مشکوک به معلولیت ذهنی بود. خب بالاخره چه شد؟ او امروز دانشمندی است که جهان را برای ما تغییر داده. بعضی وقت‌ها لازم نیست که شما یک کودک نابغه باشید تا در بزرگسالی هم یک نابغه شوید. شاید نبوغ قبل از آنکه جهان را دربربگیرد، مدتی نیاز به آرامش دارد!

۴. استیون هاوکینگ، فیزیکدان نظری و کیهان‌شناس

04_Steven Hawking

بزرگترین موفقیت او چیست؟ زندگی! زندگی کردن برخلاف همه‌ی تناقض‌های موجود، هشدارها و پیش‌بینی‌های پزشکی، برخلاف طبیعت بدن انسان و برخلاف سرنوشت. قدرت اراده‌‌ی او برای زندگی و نفس‌کشیدن، و آن چیزی که امروز هست، این مرد را به نمادی تبدیل می‌کند برای بیان جمله‌ی: «هیچ چیز غیرممکن نیست.» یکی از بزرگترین دانشمندان همه اعصار. اگر هاوکینگ تسلیم می‌شد و به ارگانیسم خود اجازه می‌داد شکستش دهد، ما امروز در این مرتبه‌ی علمی نبودیم.

۵. وینسنت ون گوگ، نقاش

05_Vincent Van Gogh

در حالِ حاضر یکی از تقریباً هشتصد نقاشی او، ارزشی معادل ۳۵۰ میلیارد تومان دارد. متاسفانه این هنرمند بزرگ، فرصت این را نداشت که مزه‌ی موفقیت و شکوه را در مدت عمرش بچشد. زمانی که او هنوز زنده بود، تنها یک تابلو را به یک دوست فروخت. با بیماری، فقر، و انزوا دست‌وپنجه نرم کرد. البته از آنجایی که همه ما می‌خواهیم تا زمانی که می‌توانیم از موفقیت لذت ببریم، آن را به دست بیاوریم، ونگوگ نمونه‌ی چندان دلنشینی نیست، ولی او درس تسلیم‌ناپذیری به ما می‌دهد. وینسنت شاهکارهایش را امضا کرد و اتفاقاً همان نقاشی‌های امضا‌شده هستند که به گنج‌هایی جهانی بدل شدند.

۶. استیون اسپیلبرگ، فیلمساز

06_Steven Spielberg

فکر می‌کنید این کارگردان معروف شکستی رو متحمل نشده؟ او می‌خواست فیلم‌سازی را یاد بگیرد. بنابراین برای دانشگاه فیلم کالیفرنیای جنوبی درخواست فرستاد. و البته رد شد. دوبار! آیا این مسئله او را متوقف کرد؟ آیا او را مجبور کرد که تسلیم شود و به دنبال شغلی در رستوران مرغ سوخاری کنتاکی برود؟ هرگز. برای یک مدرسه فیلم‌سازی دیگر درخواست فرستاد و حالا شما می‌توانید موفقیتش را ببینید.

۷. کلنل ساندرز، بنیانگذار KFC

07_Colonel Sanders

صحبت از مرغ سوخاری کنتاکی شد… شما مرغ سوخاری دوست دارید. نه؟ او هم همینطور. در شصت‌و‌پنج سالگی، بعد از اینکه (بنابر قانون کشورش) یک چک صد دلاری تحت عنوان حمایت اجتماعی به او دادند، آقای ساندرز فکر کرد باید به جهان نشان دهد که او صدقه‌بگیر نیست. او می‌توانست راه دیگری را انتخاب کند اما تصمیم گرفت برای ایده‌اش بجنگد. ایده‌ی جدیدی برای پخت مرغ. گروه هدفش چه کسانی بودند؟ رستوران‌هایی که مرغ او را درست کنند، مشتری جذب کنند، بفروشند و درصدی هم به او بدهند. تعداد دفعات ردشدن؟ بیش از هزار بار در همه‌ی کشور! تنها یک بار، یک فرصت یافت. و همه‌ی آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، ببشتر شبیه به افسانه بود.

۸. گروه بیتلز، گروه پرآوازه موسیقی

08_Beatles

نامه‌ی ردی که آنها از یک تهیه‌کننده دریافت کردند، به اندازه‌ی خود گروه معروف شد. در آن نامه، چیزی شبیه به این نوشته شده بود: «بیتلز، آینده‌ای در دنیای موسیقی ندارد.» اوممم… اما حالا میشه گفت آنها به نوعی دنیای موسیقی را دوباره پایه‌گذاری کردند. بیتلز، میلیون‌ها نفر را با ضرب‌آهنگ، کاریزما و ترانه‌هایشان که خون را در وجود طرفدارانشان به قلیان در می‌آوردند، هیپنوتیزم کردند.

۹. مایکل جردن، بسکتبالیست اسطوره ای

09_Michael Jordan

درس مایکل به ما، ساده و زیباست. تو تیمِ بسکتبالِ دبیرستان قبولت نکردن؟ مشکلی نیست. بهترین و معروف‌ترین بازیکن بسکتبال همه‌ی اعصار شو. آسونِ. اینطور نیست؟

۱۰. توماس ادیسون، مخترع و مبدع

10_Thomas Edison

اگر ادیسون در یکی از ۹۹۹۹ بار تلاشش برای ساخت لامپ تسلیم میشد، امروز زندگی ما چگونه بود؟ شاید تیره‌تر! اما این مخترع بزرگ دنیای ما نایستاد، نامید نشد، کارش را ترک نکرد. او مطمئناً به این لیست تعلق دارد، چرا که یکی از آن افراد ثابت‌قدمی است که ثابت می‌کنند موفقیت تنها یک فرآیند و یا نردبانی برای بالارفتن نیست، بلکه چیزی است که با صبر و پشتکار به دست می‌آید.

ارتباط میزان درآمد افراد با نوع موسیقی موردعلاقه

طبق گفته محققان دانشگاه British Columbia، آهنگ‌هایی که به آن‌ها گوش می‌دهید، نه تنها ترجیحات شما در حوزه موسیقی را نشان می‌دهند، بلکه طبقه اجتماعی شما را نیز آشکار می‌کنند.
این تحقیق که مطمئناً بحث‌های مختلفی را برمی‌انگیزد، در شماره جدید Canadian Review of Sociology منتشر شده است. در این تحقیق ۱۵۹۵ فرد بالغ که در تورنتو یا ونکوور زندگی می‌کردند، شرکت داشتند. از این افراد در مصاحبه‌های تلفنی سؤال شد که چه آهنگ‌هایی را دوست دارند و کدام سبک آهنگ‌ها را دوست ندارند. این دسته‌بندی شامل ۲۱ سبک مختلف موسیقی بود. همچنین از این افراد خواسته شد تا سبکی که بیشتر می‌پسندند و سبکی که کمتر می‌پسندند را نیز مشخص کنند.

حالا قبل از این که نتیجه این تحقیق را بیان کنیم، بایستی بگوییم طبقه پایین نباید احساس کنند که به آن‌ها توهین شده است. این تحقیق مشخص کرد که علاقه یک فرد به بونو (خواننده ایرلندی گروه راک یوتو) یا بتهوون تنها تحت تأثیر طبقه اجتماعی قرار نمی‌گیرد. سن، جنسیت، وضعیت مهاجرت و قومیت نیز از جمله عواملی هستند که علاقه به یک سبک موسیقی را ایجاد می‌کنند.
نتیجه این تحقیق به شرح زیر منتشر شده است:

افرادی که درآمد کمتری دارند و سطح تحصیلات آن‌ها پایین است، به سبک‌های زیر علاقه‌مند هستند:

افراد ثروتمند و با تحصیلات بیشتر سبک‌های زیر را دوست دارند:
یکی از محققان به نام Gerry Veenstra اظهار داشت عبارت «طبقه اجتماعی» در این تحقیق تعریف شده است. وی موسیقی Easy Listening، تئاتر موزیکال و پاپ را ترجیح می‌دهد.
وی می‌گوید: «طبقه اجتماعی عبارت مبهم و سنگینی است و روش‌های مختلفی برای درک و ارزیابی آن وجود دارد. طبقه اجتماعی با وضعیت اقتصادی در جامعه برابر است و این موضوع بحث اصلی این تحقیق بود».

همچنین نوع سبک موسیقی که موردعلاقه افراد نیست، به طبقات مختلف بستگی دارد.
به عنوان مثال، افرادی که تحصیلات کمتری داشتند، ۸ برابر بیشتر از افراد باتحصیلات از موسیقی کلاسیک متنفر بودند. آنچه افراد طبقه بالا دوست دارند، افراد طبقه پایین دوست ندارند و بالعکس.
طبق گفته این محقق، «جنبه‌های زیادی از فرهنگ زندگی اجتماعی مانند موسیقی، ورزش، مذهب، تغذیه و غیره تحت تأثیر طبقه اجتماعی قرار می‌گیرند. در نتیجه تعجب‌برانگیز نیست که معیارهای من از طبقه اجتماعی در نهایت با معیارهای علایق موسیقیایی افراد ارتباط داشت. با این حال، هر سبک موسیقی به تحقیق مختص خود نیاز دارد تا مشخص شود چرا یک سبک خاص موردعلاقه طبقه خاصی از اجتماع است».

نظر شما در مورد نتایج این تحقیق چیست؟ فکر می‌کنید این دو موضوع با یکدیگر ارتباط دارند؟

۵ روش برای پیشگیری از فراموشی

یکی از عوارض ترسناک افزایش سن، فراموشی است. خوشبختانه تحقیقات جدید نشان دادند روش‌های متعددی وجود دارد که از فراموشی جلوگیری یا روند پیشرفت آن را کند می‌کنند. برای آشنایی با برخی از این روش‌ها با ما همراه باشید.
این روش‌ها را به عنوان یک سری تغییرات در سبک زندگی در نظر بگیرید که باعث می‌شوند حافظه شما برای سال‌های آینده، تقویت شود.

ورزش
محققان اثبات کرده‌اند که فعالیت فیزیکی منظم نقش مهمی در حفظ سلامت مغز و تقویت حافظه ایفا می‌کند.
تحقیقاتی که بر روی حیوانات انجام شده، نشان داده است که ورزش، موادی را که سلول‌های مغزی را تغذیه می‌کنند، افزایش می‌دهد و احتمالاً از بروز سکته مغزی جلوگیری می‌کند.
ورزش احتمال ابتلا به بیماری‌هایی که منجر به از دست دادن حافظه می‌شوند، مانند فشارخون بالا، کلسترول بالا، دیابت و سکته مغزی را کاهش می‌دهد.
ورزش برای سلامت ریه مفید است. طبق یک گزارش، افراد مسنی که فعالیت‌های ذهنی قوی دارند، ریه‌های سالم و قدرتمندی نیز دارند.
در نتیجه سعی کنید در میان کارهای روزانه خود، ورزش کنید. طبق تحقیقات، نباید شدت ورزش زیاد باشد؛ اما بایستی به طور منظم ورزش کنید. پیاده‌روی در اطراف محله، ورزش در کلاس‌های ورزشی یا به همراه ویدئوهای مرتبط، شنا کردن یا دوچرخه‌سواری به طور منظم جزو فعالیت‌های فیزیکی مناسب محسوب می‌شوند.

یادگیری
طبق یک گزارش، سطح تحصیلات تنها خصوصیتی است که ارتباط نزدیکی با عملکرد قوی ذهن در افراد مسن دارد. برخی از متخصصین معتقدند شما می‌توانید از طریق تحصیلات پیشرفته، ذهنی قوی به دست آورید؛ زیرا تحصیلات به فعال بودن ذهن کمک می‌کند. با این حال، حتی یادگیری‌های کوچک مانند یادگیری یک سرگرمی جدید یا انجام بازی‌های محرک ذهن نیز مؤثر هستند.

اجتناب از سیگار
سیگار کشیدن احتمال ابتلا به بیماری‌هایی مانند سکته مغزی، فشارخون بالا و افسردگی را افزایش می‌دهند. این بیماری‌ها منجر به از دست دادن حافظه می‌شوند.
سیگار کشیدن به شش‌ها آسیب می‌رساند و سلامت ریه با حافظه قوی در سنین بالاتر ارتباط دارد.
سیگار کشیدن با مسدود کردن اکسیژن‌رسانی به مغز، رگ‌های خونی را تنگ کرده و باعث آسیب به سلول‌های عصبی می‌شود.
تحقیقات نشان می‌دهند افراد غیرسیگاری نسبت به افراد سیگاری، بهتر نام‌ها و چهره‌ها را به خاطر می‌آورند. در نتیجه اگر می‌خواهید از فراموشی پیشگیری کنید، سیگار را ترک کنید.

تغذیه مناسب
داشتن یک رژیم غذایی مناسب که سرشار از مواد مغذی است، یک عامل مهم در حفظ سلامت مغز و حافظه است. مصرف انواع میوه، سبزی و چربی‌های سالم به‌دست‌آمده از غلات سبوس‌دار، ماهی و مغز میوه در پیشگیری از بیماری‌های مختلف و حفظ سلامت مغز مؤثر است.
همچنین برخورداری از وزن متعادل حائز اهمیت است. این امر باعث کاهش احتمال ابتلا به دیابت و فشارخون بالا می‌شود که هر دو بیماری به حافظه آسیب می‌رسانند.

رفتن به رختخواب در ساعت مناسب
تحقیقات نشان می‌دهند ۶ الی ۸ ساعت خواب شبانه برای تقویت حافظه و سلامت عمومی بدن مناسب است. از نظر سلامت حافظه، کیفیت خواب نسبت به میزان خواب مهم‌تر است. برای بهبود عادت‌های خواب خود، نکات زیر را رعایت کنید.

  • چند ساعت قبل از رفتن به رختخواب، ورزش نکنید.
  • در اواخر روز از مواد غذایی کافئین‌دار استفاده نکنید.
  • در طول روز چرت نزنید.
هرگز برای کاهش سرعت از دست دادن حافظه یا پیشگیری از آن، خیلی زود یا خیلی دیر نیست. به جای این که از دست دادن حافظه و فراموشی را به عنوان بخش اجتناب‌ناپذیر افزایش سن ببینید، از اقدامات پیشگیرانه، راهبردها و عادت‌های سالمی که در بالا گفته شد، استفاده کنید. تمام این عادت‌ها ارتباط مستقیمی با یک سبک زندگی سالم و خوب دارند. با انجام این اقدامات حافظه خود را تقویت کرده و از فراموشی در سال‌های آینده پیشگیری کنید.

همسر مورد نظر خود را کلیک کنید!

در سه سال گذشته، سایت های همسریابی حدود ۱۲۰-۱۰۰ مورد بودند. ولی ناگهان رشد سه برابری باعث تعجب بسیاری از کارشناسان این امر شد.

تبلیغات برای همسرگزینی، روز به روز در تمامی فضاها گسترده و گسترده تر می شود.

 

تبلیغاتی که با توجه به وضعیت معیشتی و اجتماعی و اقتصادی، شاید دور از دسترس به نظر برسد. در این میان هستند، سایت هایی که به شکلی دلسوزانه می خواهند که برای شما یک همسر خوب بیابند و به وصل یار برسانند.

به گزارش ابتکار، این سایت ها مثل قارچ سبز می شوند. رد شما زده شده است. در دام یکی از همین سایت های همسریابی افتاده اید و باید برای خود رخت و لباس نو بخرید و خود را برای یک ازدواج آماده کنید. کنجکاوی شــــاید امانت ندهد که به یکی از همین سایت ها سرنزنی. دوست داری وارد شوی و ببینی در دل این سایت های همسریابی چه می گذرد. مشخصات را باید به صورت کامل وارد کنی، مشخصات ظاهری را هم… البته می گویند حدودی و حالا باید مشخصات همسر مورد نظر خود را هم قید کنی. خب اینجا بهتر است تصورات خود را به صورت مجازی بیاوری. ایده آل ترین که همیشه دور از دسترس است. واقعیت در اینجا تلنگری به ذهنت می زند. یک مشخصات کاملا معمولی را خواستار می شوی و در آن میان البته گریزی هم به همان ایده آل ها می زنی. یا شانس و یا اقبال وارد می شوی.

خانه ای امن برای همسرگزینی؟
پنجره ای برایت باز می شود به نام خانه ای امن که می توانی همسر خود را بیابی. چت ها شروع می شود. البته در اساسنامه این سایت ها قید شده که هیچ قرار بیرونی نباید گذاشته شود. صحبت ها گل می کند. پیش می رود. واقعا همسرگزینی به این راحتی هاست؟ مهدی، ۲۸ ساله در این مورد به خبرنگار روزنامه ابتکار می گوید: مشکل اشتغال اگر برطرف شود، مشکلات دیگر توسط خانواده ها و جوان ها حل خواهد شد. دیگر ازدواج به این سختی ها هم نخواهد بود. آرزو، ۳۰ سال در این مورد می گوید: متاسفانه این سایت ها هنوز در جامعه ایرانی ما جا نیفتاده است. فرهنگ استفاده از این فضاها وقتی پایین باشد، همه از امکانات برای بازی و تفریح خود استفاده می کنند. کاش می شد از این موقعیت ها برای ارتقای سطح زندگی استفاده کنیم. هر چیزی که تازه وارد می شود، همه آن را به مسخره می گیرند و با آن مخالفت می کنند.

واسطه ها به میان می آیند
اما این پنجره حکایت های دیگری را در پس پرده به همراه خواهد داشت. روزانه شاهد و ناظر بسیاری از جرایم رایانه ای و اینترنتی هستیم. جرایمی که نوک پیکانش به سمت همین فضاها گرفته شده است. فضاهایی که در آنها مجال برای ابراز وجود یافته می شود. در این میان، سامانه همسان گزینی اسلامی را جایگزین سایت های همسریابی می کنند. ثبت نام از طریق واسطه ها صورت می گیرد و نه اشخاص. شاید یکی از دغدغه ها از نقطه نظر مسئولان این باشد که جوانان نمی توانند برای خود همسر مناسبی پیدا کنند. این مشکلات شاید مسیری را به سمت گسترش سایت های همسریابی باز می کند. در حال حاضر حدود ۳۰۰ سایت همسریابی فعال است که نیروی انتظامی و دولت آنها را رد می کنند.

فاصله ای دور شاید نزدیک
طبق آمار موجود، در سه سال گذشته، سایت های همسریابی حدود ۱۲۰-۱۰۰ مورد بودند. ولی ناگهان رشد سه برابری باعث تعجب بسیاری از کارشناسان این امر شد. اما به این نتیجه رسیدند که سامانه ای دولتی با برنامه ریزی های درست انجام شود که در آن دختران و پسران بر خلاف سایت های همسریابی نتوانند شخصا ثبت نام کنند. واسطه ها در این میان نقش خود را بهتر بازی می کنند. زمــــانی بود که به سختی وارد اینترنت می شدیم، شروع می کردیم به جستجو کردن و گشتن و رسیدن به چهره هایی که هرگز نمی شناختیمشان و برای مان جذابیت داشت و … الان به راحتی با دست گرفتن یک موبایل در فاصله ای بسیار نزدیک تر از همان Dialup connection- ها می توان به حداقل یکی از همان سایت ها سر زد. اما این چاره کار همسرگزینی است؟ روشـــی که به نظر بسیاری، شکل و شمایلی ایرانی و سنتی ندارد. اینجا مرحله گـــذار از جـامعه سنتی به مـدرنیته شکل می گیرد که پذیرش آن از طرف بسیاری از خانواده های ایرانی قابل قبول نیست.

هولناک یا هراسناک؟
از نظر بسیاری جامعه شناسان، ازدواج هایی که از طریق اینترنت صورت می گیرد، به نوعی ازدواج هوسناک است. از عشق و عاشقی های یواشکی اینترنتی که به ازدواج هم کشیده می شود. جوانان می خواهند زوج مورد علاقه خود را پیدا کرده و ازدواج کنند. این ایده آل یک جوان است. اما به واقع چند درصد ازدواج ها از این طریق، ازدواج موفقی بوده است؟ اطمینان بالایی را نمی توان به این ازدواج ها داشت. شناخت واقعی و تجربی در میان دختران و پسران در این فضا صورت نمی گیرد. خلقیات و خصوصیات اخلاقی نهان می ماند. تفاوت های فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی در کجا بروز پیدا می کند؟ روانشناسان معتقدند که حجب و حیا در ابراز علاقه کردن ها از بین می رود. دلبستگی مجازی به ظاهر افراد به وجود می آید و باطن در هاله ای از غفلت باقی می ماند. دروغ های رنگ و وارنگ خود را از همان هاله ها بیرون می کشند. وقتی بحران های زندگی آغاز شود، چشم روی واقعیت ها گشوده خواهد شد و تازه واژه ازدواج هولناک یا هراسناک، نمایان می شود.

شایدها…
فضاهـــایی که جلوه پیدا می کنند و مجالی برای نشان دادن خود، هنوز به درستی جای خود را نتوانسته اند در جامعه ما باز کنند. این فضاها به مانند نقابی می ماند که به روی صورت افراد کشیده می شود. راهی که آزمون و خطاهای بسیاری را باید پشت سر بگذارند تا موج آرامی را به دنبال خود ایجاد کند. سبک و سیاق ازدواج در جامعه ما با جوامعی که این فضاها برای شان شناخته شده است، فرق دارد. باید به انتظار نشست تا مهلت تمامی این امتحانات تمام شود بلکه راهش را به درستی پیدا کرده و به سرانجام برساند. شاید هم هرگز این مسیر، پایانی نداشته باشد.

 

اخبار اجتماعی – ابتکار